چند صباحي است كه در شهر همدان شاهد رشد روز افزون چراغ هاي راهنمايي رانندگي هستيم ؛ صبح كه به سر كار مي رويم نه خبري از چراغ راهنماست و نه خبري از پليس ، عصر كه برمي گرديم چند تا چراغ راهنمايي رشد كرده و پليس راهنمايي هم خيابان را مثل كف دست در كنترل خودش دارد!! اين روند اول از ميدان بعثت شروع شد و به فاصله ي كمتر چند ماه به ميدان شريعتي ، ميدان جهاد و ميدان پروانه ها هم سرايت كرد.
در ابتدا رانندگان محترم و قانون مدار شهر كه فقط به دنبال يك قانون جديد مي گردند تا آنرا سريع تر و قبل از بقيه رعايت كنند اندكي با اين موانع تازه روييده مشكل داشتند چرا كه هيچگونه اطلاع رساني در اين رابطه انجام نشده بود ، ولي اكنون و بعد از گذشت چند روز از اين ماجرا تقريباً همه مطلع شده اند كه چنين قانون جديدي در شهر به اجرا درآمده است ، هرچند كه هر وضعيت جديد تا به يك فرهنگ تبديل شود مدتي زمان مي برد و اين طبيعي است. حال تقريباً مردم شهر به اين وضعيت شرطي شده اند و هر روز منتظرند ببينند در كدام قسمت از شهر قوانين جديد راهنمايي رانندگي حاكم خواهد شد.
مسئله ي ديگري كه به دنبال نصب چراغ هاي راهنمايي آمده است نصب سرعت گيرهاي فراوان با طرح ها و اسلوب هاي متفاوت در خيابان هاي شهر است، از پلاستيكي و لاستيكي گرفته تا سيماني و آسفالتي و بعضي از آنها هم به بلنداي ديوار چين هستند ، معمولاً چون اطلاع رساني در اين خصوص خيلي سريع از جانب مسئولان محترم شهر و راهنمايي و رانندگي انجام مي گيرد!! بارها شاهد پرواز ماشين هايي هستيم كه رانندگان آن از همه جا بيخبر مسير هر روز خود را طي مي كنند غافل از اينكه امروز مانعي به ارتفاع نيم متر بر سر آنها كاشته شده است آنهم بدون كوچكترين علامت و تابلو نشانه ي هشدار دهنده.
از اين حرفها كه بگذريم مي خواهم مسئله را از ديد ديگري مطرح كنم ؛ آيا با وضع قوانين اينچنيني و كاشتن روزانه ي چراغ راهنمايي و سرعت گير و غيره مشكل ترافيك وحشتناك شهر حل شده يا حل خواهد شد؟
واقعيت اينست كه روز به روز بر حجم خودروهاي شهر افزوده مي شود و اين درحالي است كه ظرفيت و گنجايش خيابان هاي شهر همانست كه بود، اين مسئله وقتي بغرنج تر مي شود كه با چند روز تعطيلي پشت سرهم و يا تطعيلات تابستان مواجه باشيم كه عملا تمام خيابان هاي شهر قفل شده حتي امورات روزمره ي همشهريان نيز مختل مي شود.

ارائه ي يك طرح كارشناسي شده به منظور نهادينه كردن فرهنگ ترافيكي در اين شهر امري ضروري به نظر مي رسد ، تا شهرمان كه اكنون ديگر جز كلانشهرهاي كشور به حساب مي آيد به معضل شهرهاي بزرگ دچار نشود ، چرا كه اكنون زمان علاج واقعه است و فردا ممكن است خيلي دير باشد.
تقويت سامانه ي حمل و نقل عمومي مي تواند نقش به سزايي در كاهش ترافيك شهر داشته باشد كه البته بايد نرخ كرايه ها به گونه اي تنظيم شود كه رانندگان وسايط نقليه ي عمومي با رغبت بيشتري به خدمات رساني به همشهريان روي آورند.
فرهنگ سازي جهت تشويق مردم به استفاده از خودروهاي عمومي و در جهت استفاده ي كمتر از خودروهاي شخصي نيز هم به كاهش مصرف سوخت كمك خواهد كرد و هم به شدت تعداد خودروهاي تك سرنشين را كاهش خواهد داد.
آموزش قوانين و مقررات نظم نوين حاكم بر شهرهاي بزرگ دنيا به همشهريان بالاخص كودكان و نوجوانان به منظور نهادينه كردن اين مسئله در آنها چراكه آينده ي اين شهر به دستان آنان و البته با تدبير امروز مسئولين شهر خواهد بود.
ساخت و راه اندازي پاركينك هاي عمومي يكي از ضروريات اين شهر است زيرا آنچه قسمت اعظمي از خيابانهاي شهر را شلوغ را كرده پارك ماشين در معابر و كنار خيابانهاست كه عملاً يكي از خطوط خيابان را هميشه اشغال كرده است.
استفاده از تجربيات شهرداران شهرهاي بزرگ كشور مثل تهران ، اصفهان ، تبريز ، شيراز و مشهد نيز مي تواند در اين بين راهنگشا باشد.
تابعد...