بهار دانش
با آمدنش فضا عطر و بوي ديگري مي گيرد، ديگر از گرماي تابستان خسته شده بوديم، چه خوب شد كه زودتر از راه رسيد، هيچگاه به ياد ندارم كه از آمدنش ملول شده باشم و يا حتي مثل بعضي از بچه ها كه دعا مي كردند اي كاش هيچوقت نمي آمد ولي من اين دعا را نكردم.
با آمدنش روح تازه اي در كالبدم دميده مي شود، هميشه دوستش داشته ام و به آن عشق ورزيده ام؛ هم نامش را و هم بودنش و وجودش را دوست داشته ام، حتي گاهي اوقات دلم برايش تنگ مي شد و آرزوي آمدنش را داشتم.
هوا كمي خنك تر شده و ولي من بر اين باورم كه اين خنكا باعث رفع خمودگي سلول هاي خاكستري مي شود و آنها را از خواب تابستانه بيدار مي كند و براي يك فعاليت علمي آماده مي كند.
از همان ابتدا هم هرگاه نام با مسمايش را مي شنيدم ياد و خاطره ي راه مدرسه و كلاس و درس و معلم و زنگ تفريح از ذهنم عبور مي كردند و مرا با خود به دنيايي مي بردند كه هماره از آن به خوبي ياد مي كنم و ميز تعليم و تعلم را با هيچ تخت پادشاهي معاوضه نخواهم كرد.
ماه مهر، ماه مهرباني و مهرورزي و مهرورزيدن بر تمامي ره پويان راه دانش و معرفت گرامي باد

من سيداحمد موسوي هستيم ، بچه خاك پاك آبادان ساكن شهر باباطاهر و بوعلي سينا ، همدان ، كارشناسي روابط عمومي دارم و علاقمند به ارتباطات و رسانه ، خبرنگاري و گزارشگري و گاهي اوقات عكاسي مي كنم ، يه عالمه سوال بي جواب توي كلمه و دنبال جوابش هستم ، خيلي ادعام نميشه ولي تو كاري كه دارم تمام سعي و تلاشم رو مي كنم ، همواره مشتاق همفكري ديگران هستم و پشت كنكوري ارشد و ... خيلي چيزاي ديگه ... تابعد...