آخرين روزهايي است كه سفره‌ي پر خير و بركت رمضان گشوده است ، چقدر از اين فرصت ها استفاده كرده ايم؟ نكند خداي ناكرده اين رمضان هم لايق عفو پروردگار نشده باشيم؟! نكند مانند طفل بازيگوش از اصل ماجرا بي خبر باشيم و سرگرم بازي با اسباب بازي هاي دو روزه باشيم.

مدتي است كه دل و دماغم به نوشتن نمي آيد، اما امروز كه واپسين روزهاي ماه ضيافت الهي را سپري مي كنيم تصميم گرفتم چند خطي ناقابل از دل نوشته هايم را تقديم شهر الله الاكبر كنم.

شايد چيزي حدود يك هفته بيشتر از باز ماندن درب هاي بهشت و بسته بودن درب هاي جهنم نمانده است ، به قول سعدي شيرازي عليه الرحمه مگر اين چند روز را دريابيم.

بيست و سه روز گذشت ، شبهاي قدر تمام شد و رمضان آخرين انوار خود را مي تاباند، اگر تغييري در حالات مان احساس نمي كنيم بايد يك فكر درست و درمان براي اين دل سخت تر از سنگ مان بكنيم ، چرا كه بعضي از سنگ ها از ترس خداوند مي تركند و از بعضي سنگ ها چشمه ها جاري مي شود...