آخرين روزهايي است كه سفره‌ي پر خير و بركت رمضان گشوده است ، چقدر از اين فرصت ها استفاده كرده ايم؟ نكند خداي ناكرده اين رمضان هم لايق عفو پروردگار نشده باشيم؟! نكند مانند طفل بازيگوش از اصل ماجرا بي خبر باشيم و سرگرم بازي با اسباب بازي هاي دو روزه باشيم.

مدتي است كه دل و دماغم به نوشتن نمي آيد، اما امروز كه واپسين روزهاي ماه ضيافت الهي را سپري مي كنيم تصميم گرفتم چند خطي ناقابل از دل نوشته هايم را تقديم شهر الله الاكبر كنم.

شايد چيزي حدود يك هفته بيشتر از باز ماندن درب هاي بهشت و بسته بودن درب هاي جهنم نمانده است ، به قول سعدي شيرازي عليه الرحمه مگر اين چند روز را دريابيم.

بيست و سه روز گذشت ، شبهاي قدر تمام شد و رمضان آخرين انوار خود را مي تاباند، اگر تغييري در حالات مان احساس نمي كنيم بايد يك فكر درست و درمان براي اين دل سخت تر از سنگ مان بكنيم ، چرا كه بعضي از سنگ ها از ترس خداوند مي تركند و از بعضي سنگ ها چشمه ها جاري مي شود... 


ماهي كه يك آيه تلاوت قرآن برابر يك ختم قرآن است ، ماهي كه شيطان در غل و زنجير است ، باب خير و نيكي بر بندگان مفتوح است ، ماهي كه حتي خواب روزه دار يا نه بهتر، نفس روزه دار هم عبادت است، ديگر چه امتيازي بالاتر از اين مي خواهيم؟

چرا به خود نمي آييم؟

چرا پرده هاي ضخيمي كه مانع رسيدن نور رمضان است را كنار نمي كشيم؟

شايد به زندگي در تاريكي عادت كرده ايم؟

اگر اينچنين است واي بر ما ، چرا كه در جهل مركب ابد الدهر خواهيم ماند.

آيا وقت آن نشده كه نعمت هاي خداوند را حتي براي يكبار هم كه شده براي خود برشماريم و در كفه ي ديگر ترازو كاستي ، كمي و بي مقداري خود را قرار دهيم؟

شايد اگر با خودمان رو راست باشيم بهتر بتوانيم قضاوت كنيم و شايد آنوقت است كه خواهيم ديد دو كفه‌ي ترازو چه اختلاف فازي با هم دارند.

ما هر چقدر هم كه بزرگ باشيم ، هر قدر هم كه پست و مقام داشته باشيم ، هر قدر كه ثروت داشته باشيم ، بنا به آيه ي صريح قرآن نه مي توانيم به بلنداي كوه ها برسيم و نه مي توانيم زمين را سوراخ كنيم.

اين چه غرور بي خودي است كه سراسر وجودمان را گرفته است ، قسمت زيادي از درد سرهاي جامعه‌ي امروز بشري ، منم منم زدن هاي الكي ، سر بالا گرفتن هاي بي خودي و خودخواهي هاي عجيب و غريبمان است ؛ غافل از اينكه چاله ها و يا بدتر از آن چاه هاي عميقي در مسير است و اگر سربه زير نباشي حتما به قعر يكي از اين چاه ها فرو خواهي رفت. آنوقت است كه بيرون آمدنت با كرام الكاتبين خواهد بود.

فرصت ها مي گذرند مانند گذران ابرها ، بياييد راست و حسيني به فكر فرداي خود باشيم ، براي خود و ديگران دعا كنيم و جز خير چيزي براي كسي نخواهيم.



کلمات کليدي : رمضان ، فرصت ، دعا ، خود خواهي ، ضيافت الهي