عزامحوري تا كي؟
شب ميلاد دخت نبي مكرم اسلام ، حضرت زهراي اطهر است ولي دريغ از يك لامپ 100 كه در اين شهر دارالمومنين براي حضرتش روشن شود.
با اينكه بيش از دو هفته از ايام فاطميه گذشته ولي همچنان برچم هاي سياه در بيشتر نقاط شهر برافراشته است و گويي مسئولان فرهنگي اين شهر يادشان رفته كه ايام ولادت در پيش است و بايد بيش از پيش در چراغاني كردن معابر و خيابان هاي سطح شهر بكوشند و در تدارك مراسم شادي و سرور براي عموم مردم همت گمارند.
مساجد ما هم كه پايگاه هاي مردمي هستند گويا شرطي شده اند به مراسم عزاداري و گويا يادشان رفته است كه خود معصومين عليهم السلام فرموده اند: شيعيان ما از گِل ما هستند در شادي ما شاد و در عزايمان عزاداراند.
شايد فقط ما قسمت عزاداري را به خوبي ياد گرفته ايم و براي برپاداشتن آن سنگ تمام مي گذاريم ، بگذريم كه گاهي هم بيش از سنگ تمام مي گذاريم و مداحان و مرثيه سرايان از هر راهي براي گرياندن مردم استفاده مي كنند!
واقعيت اين است كه ما رسم و رسوم شادي را بلد نيستيم ، از صداوسيما گرفته تا كوچه و محلات وقتي صحبت از شادي مي شود دائم به اين فكر هستيم كه نكند آش شور شود و صداي كسي در بيايد.
در بيشتر مراسم شادي اي هم كه به اسم اهل بيت عليهم السلام برگزار مي شود در نهايت ختم به ذكر مصيبت مي شود و اشك و آه و اندوه.
يا از اين طرف بام مي افتيم و يا از آن طرف ، كلا مردمان افراط و تفريطي اي هستيم.
حال كه مسئولان فرهنگي به فكر نيستند لااقل مي بايد روحانيان مردمي (و نه دولتي!) و خود مردم به فكر بپاداشتن شعائر ديني در مراسمات شادي اهل بيت باشند.
مطالعه كنيد و ببينيد علماي دين و بزرگان تشيع چگونه براي ولادت امامان معصوم مراسم شادي برپا مي كردند ، بياييد باز گرديم به اصل و اينقدر در فرعيات وقت خود را تلف نكنيم!
کلمات کليدي : ولادت ، حضرت زهرا ، ائمه ، مسئولان ، روحانيان ، مردم ، مراسم
من سيداحمد موسوي هستيم ، بچه خاك پاك آبادان ساكن شهر باباطاهر و بوعلي سينا ، همدان ، كارشناسي روابط عمومي دارم و علاقمند به ارتباطات و رسانه ، خبرنگاري و گزارشگري و گاهي اوقات عكاسي مي كنم ، يه عالمه سوال بي جواب توي كلمه و دنبال جوابش هستم ، خيلي ادعام نميشه ولي تو كاري كه دارم تمام سعي و تلاشم رو مي كنم ، همواره مشتاق همفكري ديگران هستم و پشت كنكوري ارشد و ... خيلي چيزاي ديگه ... تابعد...