روز گذشته با يكي از دوستان صحبت از حج رفتن مديران بود و اينكه مدير دستگاه متبوع وي سه بار تا به حال به حج رفته است.

دوستم مي گفت با مديرشان كه در اين باره سخن مي گفته صحبت از قسمت بوده و طلب شدن و اينكه خدا خواسته كه مكررا به مكه مشرف شود!



با اين سخن يا بايد بپذيريم كه خدا ، خداي مديران است و فقط آنها طلب مي شوند ، يا اينكه بعضي از بندگان خدا نقشي در تعيين قسمت و طلب شدن بعضي ديگر دارند.

آخر چگونه است كه آدم هاي معمولي و كارمندان جزء مثل ما هيچگاه طلبيده نمي شويم و مدير دستگاه هر ساله طلبيده مي شود؟ چگونه است كه هزاران مشتاق و چشم انتظار مي بايست سالها پس از ثبت نام و پول خواباندن در بانك در نوبت باشند و منتظر كه چه وقت نوبت سفر حج آنها بشود ولي مدير فلان دستگاه تا مهر مديريت اش خشك نشده مهر ويزايش زده مي شود؟

اين چيزها را كه آدم مي شنود مبهوت مي ماند كه تكليف حج اين قبيل حضرات چه مي شود؟ آيا حج آنها مقبول است يا مشكوك؟ و اصولاً حج رفتن با پول بيت المال چه مزه اي دارد؟

البته كه خداوند به ذات بندگانش آگاه تر از هر كس ديگري است وليكن بحث سهيمه هم كه باشد ، يك سال ، دوسال نه سه سال ، چگونه است كه دو سه رديف صف اول دعاي كميل مدينه هر سال اشخاصي ثابت را به خود مي بيند و باز هم چگونه است كه مديران و روساي دستگاه ها هر ساله مشرف مي شوند و باز هم اوضاع مملكت چه از نظر اداري و چه از نظر اخلاقي چنين است؟ يا حج آنها حج نيست يا اين ره كه مي روند به تركستان است!

اگر حاجي شدن به معناي واقعي آن مي بود كه الان كشور گل و بلبل مي شد و اگر مديران هر ساله به جاي اينكه در صف اعزام به حج باشند به كار خلق الله رسيدگي كنند هم ثواب حج را برده اند و هم كار مردم را به انجام رسانيده اند.

 

ما كه نفهميديم كي راست ميگه كي دروغ ولي به همين يك بيت شعر بسنده مي كنم كه:

اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد ،                      معبود همين جاست بياييد بياييد