غواصي در خيابان يكطرفه
دو هفته قبل پيامكي دريافت كردم از استاد داود شهدوستي با اين مضمون : برنامه مستند غواصي در هلال احمر همدان ، ساعت حضور 9:30 .
وقتي وارد سالن كنفرانس طبقه دوم ساختمان شماره 3 هلال احمر همدان شدم (خيلي پيچيده شد نه!) ، ديدم بيشتر دوستان حاضر اند و عده اي هم بعداً به ما ملحق شدند.
وسايل فيلم برداري مثل دوربين ، ميكروفن و غيره هم حاضر بود و دوستان در خصوص نحوه فيلم برداري ، زاويه دوربين و غيره تصميم گيري مي كردند...
قضيه از اين قرار بود كه گروه فيلم برداري برنامهي خيابان يكطرفه صداوسيماي مركز همدان قصد ساخت فيلمي با موضوع غواصي داشتند و بچه هايي كه در اين زمينه كار كرده بودند براي تصوير برداري فراخوانده شده بودند.
به هر حال بعد از فيلم برداري از فضاي كلاس و تدريس آقاي شهدوستي ، مقرر شد ساعت يك بعد از ظهر در سد اكباتان حاضر شويم.
حدود ساعت دو و نيم بود كه كار فيلم برداري شروع شد ، باد زيادي هم مي آمد و هوا را سردتر از معمول نشان مي داد.
آموزش هاي كنار آب را هم تصوير برداري كرديم و نوبت رسيد به رفتن داخل آب ، اينجا بود كه كار وارد مرحلهي سخت تري شد، چشمتان روز بد نبيند ، آب آنقدر سرد بود كه به محض ورود به آب تمام بدنم شروع كرد به لرزيدن و با آن همه تجهيزات غواصي كه روي دوشم بود ديگر نمي توانستم بر روي پاهايم بايستم.
در حالت عادي مدت نسبتاً زياد حدود 5 الي 10 دقيقه طول مي كشد تا بدنم با آب همدما شود ، حالا تصورش را بكنيد در اين آب سرد و فرصت كم چه كشيدم!
كار جايي سخت تر شد كه بي سي دي ها را خالي كرده و وارد آب شديم ، واي چه سرمايي! سرم داشت مي تركيد ، قلبم به شدت مي تپيد و دور تنفسم به طور وحشتناكي بالا رفته بود ، اينها به كنار ، نبود ديد و كدر بودن بيش از حد آب نيز كار را دشوار تر مي كرد ، خلاصه ، قرار بود مدت زيادي در آب نمانيم و تقريباً به طور همزمان از آب خارج شويم كه البته با كمي ناهماهنگي اين كار نيز انجام شد.
با هر مشقتي بود از آب خارج شديم و در اينجا بود كه استاد شهدوستي دستور داد بنده به اتفاق آقاي فرزاد پاكدل مامور عمليات ورود به آب از قايق شويم (رول بك).
وارد قايق شديم و چند متري از ساحل دور شديم تا فضاي كار مناسب را داشته باشيم ، ناگهان ديدم از بيني آقاي پاكدل چند قطره خون مي چكد ولي چون مي دانستم عمليات رول بك و بعد از آن خارج شدن از آب زمان چنداني طول نخواهد كشيد اين بود كه قضيه را به بعد موكول كردم.
عمليات ورود به آب از روي قايق هم با موفقيت و هماهنگي بي نظيري انجام شود (به به!) . اين دفعه ديگر سرماي آب را احساس نكردم و كاملاً عادي بودم.
بعد از بيرون آمدن از آب موضوع خون دماغ را با آقاي پاكدل مطرح كردم ، گفت : طبيعي است و خونريزي سينوس ها بوده و براي بار اول نيست كه چنين اتفاقي برايش مي افتد ؛ حالا ديگر خيالم آسوده شده بود و مي بايست كم كم براي تعويض لباس و رفتن به منزل آماده مي شدم.
تكميلي:
روز يكشنبه 21 آبان 91 ساعت 19:00 ، قسمت اول برنامه از شبكه همدان پخش شد و قسمت دوم آن هم ظاهرا قرار است روز چهارشنبه همين هفته 24 آبان پخش شود.
اين هم تجربه اي بود...
به هر حال بعد از فيلم برداري از فضاي كلاس و تدريس آقاي شهدوستي ، مقرر شد ساعت يك بعد از ظهر در سد اكباتان حاضر شويم.
حدود ساعت دو و نيم بود كه كار فيلم برداري شروع شد ، باد زيادي هم مي آمد و هوا را سردتر از معمول نشان مي داد.
آموزش هاي كنار آب را هم تصوير برداري كرديم و نوبت رسيد به رفتن داخل آب ، اينجا بود كه كار وارد مرحلهي سخت تري شد، چشمتان روز بد نبيند ، آب آنقدر سرد بود كه به محض ورود به آب تمام بدنم شروع كرد به لرزيدن و با آن همه تجهيزات غواصي كه روي دوشم بود ديگر نمي توانستم بر روي پاهايم بايستم.
در حالت عادي مدت نسبتاً زياد حدود 5 الي 10 دقيقه طول مي كشد تا بدنم با آب همدما شود ، حالا تصورش را بكنيد در اين آب سرد و فرصت كم چه كشيدم!
كار جايي سخت تر شد كه بي سي دي ها را خالي كرده و وارد آب شديم ، واي چه سرمايي! سرم داشت مي تركيد ، قلبم به شدت مي تپيد و دور تنفسم به طور وحشتناكي بالا رفته بود ، اينها به كنار ، نبود ديد و كدر بودن بيش از حد آب نيز كار را دشوار تر مي كرد ، خلاصه ، قرار بود مدت زيادي در آب نمانيم و تقريباً به طور همزمان از آب خارج شويم كه البته با كمي ناهماهنگي اين كار نيز انجام شد.
با هر مشقتي بود از آب خارج شديم و در اينجا بود كه استاد شهدوستي دستور داد بنده به اتفاق آقاي فرزاد پاكدل مامور عمليات ورود به آب از قايق شويم (رول بك).
وارد قايق شديم و چند متري از ساحل دور شديم تا فضاي كار مناسب را داشته باشيم ، ناگهان ديدم از بيني آقاي پاكدل چند قطره خون مي چكد ولي چون مي دانستم عمليات رول بك و بعد از آن خارج شدن از آب زمان چنداني طول نخواهد كشيد اين بود كه قضيه را به بعد موكول كردم.
عمليات ورود به آب از روي قايق هم با موفقيت و هماهنگي بي نظيري انجام شود (به به!) . اين دفعه ديگر سرماي آب را احساس نكردم و كاملاً عادي بودم.
بعد از بيرون آمدن از آب موضوع خون دماغ را با آقاي پاكدل مطرح كردم ، گفت : طبيعي است و خونريزي سينوس ها بوده و براي بار اول نيست كه چنين اتفاقي برايش مي افتد ؛ حالا ديگر خيالم آسوده شده بود و مي بايست كم كم براي تعويض لباس و رفتن به منزل آماده مي شدم.
تكميلي:
روز يكشنبه 21 آبان 91 ساعت 19:00 ، قسمت اول برنامه از شبكه همدان پخش شد و قسمت دوم آن هم ظاهرا قرار است روز چهارشنبه همين هفته 24 آبان پخش شود.
اين هم تجربه اي بود...
کلمات کليدي : آبكاوي ، غواصي ، سداكباتان ، شهدوستي ، فيلم برداري ، همدان ، خيابان يكطرفه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11:42 توسط elsid
|
من سيداحمد موسوي هستيم ، بچه خاك پاك آبادان ساكن شهر باباطاهر و بوعلي سينا ، همدان ، كارشناسي روابط عمومي دارم و علاقمند به ارتباطات و رسانه ، خبرنگاري و گزارشگري و گاهي اوقات عكاسي مي كنم ، يه عالمه سوال بي جواب توي كلمه و دنبال جوابش هستم ، خيلي ادعام نميشه ولي تو كاري كه دارم تمام سعي و تلاشم رو مي كنم ، همواره مشتاق همفكري ديگران هستم و پشت كنكوري ارشد و ... خيلي چيزاي ديگه ... تابعد...