غواصي در تاريكي مطلق دماي زير صفر
پس از اينكه تمرينات تئوري در كلاس درس و تمرينات عملي در استخر به اتمام رسيد ، حالا ديگر پا به آبهاي باز گذاشته ايم و مشغول تمرين در سد اكباتان همدان هستيم.
اولين باري كه وارد آب سداكباتان شدم ، وهم تمام وجودم را فرا گرفتم و تصوير افرادي كه در آب اين سد غرق شده بودند جلو چشمانم رژه مي رفتند و اخبار منتشر شده از غرق شدگي در گوشم وزوزي وحشتناك را هم نوا سر داده بودند...
کلمات کليدي : غواصي ، آبكاوي ، سداكباتان ، همدان ، شهدوستي ، استاد ، شنا ، اسنوركلينگ ، غوص ، سرما ، آب ، ماهي
اولين باري كه وارد آب سداكباتان شدم ، وهم تمام وجودم را فرا گرفتم و تصوير افرادي كه در آب اين سد غرق شده بودند جلو چشمانم رژه مي رفتند و اخبار منتشر شده از غرق شدگي در گوشم وزوزي وحشتناك را هم نوا سر داده بودند...
با تلاش بسيار بر ترس غلبه كردم و دل به دريا زدم ، وت سوت و لوازم پوشيدم و زدم به دل آب ، آنجا بود كه تازه سرماي آب لرزه بر اندامم انداخت و صدايي از درونم نهيب مي زد كه برگرد و بي خيال ماجرا شو.
با هر سماجتي كه بود بر ترس و لرز پيروز شدم و وقتي خود را در فوج عظيم آب جمع شده در پشت سد ديدم تصميم گرفتم ترس را كلاً كنار بگذارم و از لحظاتي كه بابت آن روزها و ساعتها فكر و خيال كرده و برنامه ريخته بودم لذت ببرم و در لحظه زندگي كنم و نگذارم عوامل بيروني توانم را بگيرند.
آن روزها گذشت تا اينكه پس از چندين جلسه تمريات اسنوركلينگ ، خود را كپسول به پشت و آمادهي غواصي در آب آزاد ديدم ، اولين غوصي كه زديم حدود 10 دقيقه و تا عمق 7 متري پيش رفتيم كه در كنار آقاي ابراهيم صدري غوص مي زديم ، در اين مرحله بود كه تمرين برداشت و گذاشت ماسك ، شيرينگ هوا و علائم را تمرين كرديم و در نهايت هم تا عمق 12 متري پيش رفتيم.
قبولاندن اين موضوع كه شما از بيني نمي توانيد نفس بكشيد و تمام شريان هوايي شما فقط ديمن رگلاتور و از طريق دهان است و ترس از اينكه ممكن است هر لحظه اين شريان قطع شود و شما بدون هوا در زير ميليونها ليتر آب دست و پا بزنيد وهمي عجيب را در سراسر وجود انسان به وجود مي آورد ، البته اطمينان پيدا كردن از سلامت تمام وسايل غواصي قبل از ورود به آب امري ضروري است و اين مطلب است كه اطمينان خاطر را به غواص مي دهد كه با خيالي آسوده غوص بزند و به سلامت به روي آب باز گردد.
در طي هفته هاي بعد از غوص اول مشغول اسنوركلينگ بودم و در هر تمرين عرض سد را فين زنان طي مي كردم و سعي مي كردم كه بر گرفتگي ماهيچه ها غلبه كنم ، در اينجا بود كه در واقع مفهوم ترس در من به مفهوم لذت تبديل شده بود و تا آنجا كه مي توانستم از مواهب الهي و ديدن منظره شنا كردم ماهي ها در آب لذت مي بردم.
اين ماجرا گذشت تا اينكه روز گذشته 27 شهريور پس از يك تمرين سخت اسنوركلينگ استاد شهدوستي مقرر كرد كه به اتفاق غوصي داشته باشيم ، حالا ديگر ساعت از 7 عصر هم گذشته بود و خورشيد رو به افول گذاشته بود.
ست غواصي را بر تن كرده و راهي آب شديم ، پس از اولين غوص كه به روي آب آمديم ، اولين چيزي كه شنيدم صداي اذان مغرب بود كه از بلندگوهاي محوطهي سد اكباتان پخش مي شد ، مجدداً غوص كرديم و به زير آب رفتيم و در اينجا بود كه چشم چشم را نمي ديد و تاريكي همه جا را فراگرفته بود و اگر كورسوي نور چراغ قوه نبود نمي توانستيم از درخچه هاي زير آب ، سنگها و ساير عوارض موجود با خبر شويم؛ اينها به كنار ، سردي آب هم مزيد بر علت شده بود و تا مغز استخوان فرو مي رفت و تك تك سلولهاي بدن را به شدت آزار مي داد ولي حرارت و اشتياق يادگيري بر آن برتري داشت و نگذاشت كار متوقف شود.
لذتي را كه از اين غوص بردم تا به حال تجربه نكرده بوده ، اينكه شما متكي به چشمانت نباشي و بتواني به كمك حس لامسه كار كني خيلي مهارت غواص را افزايش مي دهد ، از همه مهمتر اينكه استاد شهدوستي در اين سفر زير آبي نكاتي را مي گفت و درسهايي را آموزش مي داد كه براي هر كدام از آنها مي توان كتابها نوشت و اين فرصت مغتنمي بود براي من كه از تجربيات ايشان استفاده مي كردم و به خود مفتخر بودم كه در چنين شرايطي قرار دارم.
بعد از به روي آب آمدن هم بسيار از ايشان تشكر كردم كه اين فرصت را به من داد و از راهنمايي ها و تجربياتش من را بهره مند ساخت.
به اميد موفقيت هاي بعدي با دعاي خير شما...
با هر سماجتي كه بود بر ترس و لرز پيروز شدم و وقتي خود را در فوج عظيم آب جمع شده در پشت سد ديدم تصميم گرفتم ترس را كلاً كنار بگذارم و از لحظاتي كه بابت آن روزها و ساعتها فكر و خيال كرده و برنامه ريخته بودم لذت ببرم و در لحظه زندگي كنم و نگذارم عوامل بيروني توانم را بگيرند.
آن روزها گذشت تا اينكه پس از چندين جلسه تمريات اسنوركلينگ ، خود را كپسول به پشت و آمادهي غواصي در آب آزاد ديدم ، اولين غوصي كه زديم حدود 10 دقيقه و تا عمق 7 متري پيش رفتيم كه در كنار آقاي ابراهيم صدري غوص مي زديم ، در اين مرحله بود كه تمرين برداشت و گذاشت ماسك ، شيرينگ هوا و علائم را تمرين كرديم و در نهايت هم تا عمق 12 متري پيش رفتيم.
قبولاندن اين موضوع كه شما از بيني نمي توانيد نفس بكشيد و تمام شريان هوايي شما فقط ديمن رگلاتور و از طريق دهان است و ترس از اينكه ممكن است هر لحظه اين شريان قطع شود و شما بدون هوا در زير ميليونها ليتر آب دست و پا بزنيد وهمي عجيب را در سراسر وجود انسان به وجود مي آورد ، البته اطمينان پيدا كردن از سلامت تمام وسايل غواصي قبل از ورود به آب امري ضروري است و اين مطلب است كه اطمينان خاطر را به غواص مي دهد كه با خيالي آسوده غوص بزند و به سلامت به روي آب باز گردد.
در طي هفته هاي بعد از غوص اول مشغول اسنوركلينگ بودم و در هر تمرين عرض سد را فين زنان طي مي كردم و سعي مي كردم كه بر گرفتگي ماهيچه ها غلبه كنم ، در اينجا بود كه در واقع مفهوم ترس در من به مفهوم لذت تبديل شده بود و تا آنجا كه مي توانستم از مواهب الهي و ديدن منظره شنا كردم ماهي ها در آب لذت مي بردم.
اين ماجرا گذشت تا اينكه روز گذشته 27 شهريور پس از يك تمرين سخت اسنوركلينگ استاد شهدوستي مقرر كرد كه به اتفاق غوصي داشته باشيم ، حالا ديگر ساعت از 7 عصر هم گذشته بود و خورشيد رو به افول گذاشته بود.
ست غواصي را بر تن كرده و راهي آب شديم ، پس از اولين غوص كه به روي آب آمديم ، اولين چيزي كه شنيدم صداي اذان مغرب بود كه از بلندگوهاي محوطهي سد اكباتان پخش مي شد ، مجدداً غوص كرديم و به زير آب رفتيم و در اينجا بود كه چشم چشم را نمي ديد و تاريكي همه جا را فراگرفته بود و اگر كورسوي نور چراغ قوه نبود نمي توانستيم از درخچه هاي زير آب ، سنگها و ساير عوارض موجود با خبر شويم؛ اينها به كنار ، سردي آب هم مزيد بر علت شده بود و تا مغز استخوان فرو مي رفت و تك تك سلولهاي بدن را به شدت آزار مي داد ولي حرارت و اشتياق يادگيري بر آن برتري داشت و نگذاشت كار متوقف شود.
لذتي را كه از اين غوص بردم تا به حال تجربه نكرده بوده ، اينكه شما متكي به چشمانت نباشي و بتواني به كمك حس لامسه كار كني خيلي مهارت غواص را افزايش مي دهد ، از همه مهمتر اينكه استاد شهدوستي در اين سفر زير آبي نكاتي را مي گفت و درسهايي را آموزش مي داد كه براي هر كدام از آنها مي توان كتابها نوشت و اين فرصت مغتنمي بود براي من كه از تجربيات ايشان استفاده مي كردم و به خود مفتخر بودم كه در چنين شرايطي قرار دارم.
بعد از به روي آب آمدن هم بسيار از ايشان تشكر كردم كه اين فرصت را به من داد و از راهنمايي ها و تجربياتش من را بهره مند ساخت.
به اميد موفقيت هاي بعدي با دعاي خير شما...
کلمات کليدي : غواصي ، آبكاوي ، سداكباتان ، همدان ، شهدوستي ، استاد ، شنا ، اسنوركلينگ ، غوص ، سرما ، آب ، ماهي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 11:30 توسط elsid
|
من سيداحمد موسوي هستيم ، بچه خاك پاك آبادان ساكن شهر باباطاهر و بوعلي سينا ، همدان ، كارشناسي روابط عمومي دارم و علاقمند به ارتباطات و رسانه ، خبرنگاري و گزارشگري و گاهي اوقات عكاسي مي كنم ، يه عالمه سوال بي جواب توي كلمه و دنبال جوابش هستم ، خيلي ادعام نميشه ولي تو كاري كه دارم تمام سعي و تلاشم رو مي كنم ، همواره مشتاق همفكري ديگران هستم و پشت كنكوري ارشد و ... خيلي چيزاي ديگه ... تابعد...