اگر اندك شور و نشاطي در جوانان اين شهر باقي مانده باشد شب جمعه با بستن كوله اي محقر و يك چادر مسافرتي شب را در دامنه هاي الوند به صبح مي رسانند كه البته جديداً قليانهاي شيشه اي و سفالي هم پاي ثابت اين سفرهاي تفريحي يك روزه شده اند.

پارك مردم همدان كه يادگاري است از اواخر حكومت رضاخان ، و قدمتي چندين ساله دارد ، همچنان با آن وسايل تفريحي پوسيده كه بعد از چندين بار رنگ زدن باز هم زنگ زدگي اش پيداست ، شده است مأمن بچه هاي اين شهر تا بعداز ظهرهايشان را در كنار آن به شب برسانند و از اين دل خوش باشند كه لذتي برده اند و لحظات شادي را سپري كرده اند و باز هم دل خوش به اين باشند كه شهر بازي رفته اند.

سد اكباتان همدان كه ساليانه جان ده ها نفر از جوانان اين شهر را مي گيرد ، با وجود تمام مشكلاتش ، تنه هاي درخت بريده شده در زير آب كه حكم نيزه را پيدا كرده ، گل و لاي فراوان كف رودخانه و جاده ها مالرو دسترسي به آب ، همچنان پناه مردم اين شهر است و دل به اين خوش دارند كه دقايقي چند در كنار آن آرام بگيرند و در روزهاي گرم تابستان لباس از تن بكنند و در گل و لاي كنار آن تني به آب بزنند.

سينما فلسطين همدان دو سالي هست كه در حال تعمير است و معلوم نيست تا كي اين تعمير ادامه خواهد داشت ، گويا پروژه هاي چندين ساله براي اين شهر به عادتي تبديل شده اند كه مردم با آن خو گرفته و ديگر حساسيت هاي قبل را نسبت به اين قبيل كارها ندارند.

در عجبم از بي خيالي مسئولان اين شهر كه با وجود اين همه امكانات كه در اين يادداشت به بخش كوچكي از آنها اشاره شد و تعداد رو به رشد جوانان شهر و كودكاني كه در مسير نوجواني و جواني گام برمي دارند ، باز هم توجهي به اين مهم نمي كنند.

تمام فعاليت اداره ورزش و جوانان اين شهر ختم مي شود به برگزاري چند دوره مسابقات ورزشي ، برگزاري نشست هاي بي فايده و كنفرانس هاي خبري دهان پر كن ، نه خبري از همايش ، نه شور و نشاط ورزشي و نه مسئولي كه با جوانان دم خور باشد و درد آنها را بفهمد.

البته مردم هم در اين ميان دست روي دست نگذاشته اند و از كوچكترين فرصت براي تخليه روحي خود بهره‌ي كافي را مي برند ؛ اگر جديداً به سد اكباتان مراجعه كرده باشيد شهرونداني را مي بينيد كه قلاب به دست مشغول ماهي گيري هستند و آن طرف تر مي توان خانواده هايي را ديد كه سوار بر قايق بادي و البته با پوشيدن جليقه‌ي نجات و رعايت نكات ايمني مشغول تفريح و خوشگذاني هستند. 

به تازگي مردم شهر به صرافت افتاده اند تا در اطراف شهر باغي خريداري كنند و گرايش به سوي انجام تفريحات شخصي در حال اوج گيري است ، در اين بين شهرونداني را مي توان يافت كه پول خود را در حاضرند در استانهاي هم جوار خرج كنند تا شايد بتوانند لحظاتي خوش را براي خود و خانواده هايشان بخرند.

به راستي آيا مسئولان اجرايي اين شهر نمي دانند در شهر چه مي گذرد يا اينكه آنقدر درگير بوروكراسي هاي دست و پاگير اداري و ملاحظات نابجا شده اند كه خود را به ندانستن زده اند؟

آيا مسئولان اين شهر ، خود جوان و نوجوان در خانه ندارند؟ يا اينكه آنها هم جزء آندسته از مردمي هستند كه حاضرند پول خود را در خارج از استان و يا حتي خارج از كشور خرج كنند؟

آيا متوليان امر جوانان در اين شهر با خواسته هاي جوانان آشنايي دارند؟ يا اينكه دانسته هاي خود را از طريق مشاوران نه چندان آگاه كسب كرده و بر اساس آن تصميم گيري مي كنند؟

اين پرسش ها و هزاران پرسش مانند آن در انتظار پاسخ صريح و قانع كننده‌ي مسئولان امر و متوليان هستند ، حال بايد ديد آيا پاسخي شنيده خواهد شد يا خير؟!