همین رسانه هایی که از نظر برخی تهدید امنیت ملی هستند قدرتمندترین رسانه مردمی در هفته بعد از زلزله اخیر آذربایجان شرقی بوده اند. باید تاکید کرد روند غالب در شبکه های اجتماعی به هیچ وجه بر خلاف امنیت و منافع ملی ایران نیست بلکه بر عکس این رسانه ها به دلیل تکیه بر مردم، رسانه هایی هوشمند و سریع و قدرتمند هستند.

سازمان های رسمی چه صدا و سیمای ایران باشد چه تلویزیون سی ان ان یا بی بی سی در صورتی که از این ظرفیت عظیم مردمی استفاده نکنند به رسانه هایی عقب مانده از تحولات تبدیل خواهند شد، درست به همین دلیل است که از روز اول و حتی لحظات اول بعد از زلزله، رسانه های فارسی زبان خارجی، اقدام به راه اندازی صفحاتی برای اطلاع گیری از مردم و شاهدان عینی در باره ابعاد زلزله کردند ، حتی همین الان نیز این رسانه ها، از تصاویر و فیلم هایی برای انتشار اخبار زلزله آذربایجان استفاده می کنند که مردم برای آن ارسال کرده اند.

این اختصاص به ایران ندارد در ماجرای سونامی ژاپن نیز این رسانه های اجتماعی بودند که در خط مقدم اطلاع رسانی قرار داشتند و بسیاری از تصاویر هولناکی که شما از سونامی ژاپن به یاد دارید توسط شهروندان خبرنگار تهیه و منتشر شد نه رسانه های رسمی و بزرگ . رسانه های جریان اصلی در خوش بینانه ترین حالت اقدام به خرید و باز انتشار این فیلم ها و تصاویر کردند. مثال فراوان است ماجرای سونامی اندونزی، بمب گذاری در متروی لندن، طوفان کاترینا در آمریکا و زلزله در شهر وان ترکیه.

چه اتفاقی افتاده است؟ قصیه خیلی ساده است، سازمان های عریض و طویل رسانه ای مانند صدا و سیمای ایران، نه قادرند و نه مایلند به سرعت و به گونه ای حرفه ای به اطلاع رسانی اخبار بحران بپردازند. نگاه سنتی به رسانه در این سازمان رسانه ای باعث شده تا از ظرفیت های مردمی برای اطلاع رسانی به ویژه در مواقع بحران ها استفاده نشود. به همین جهت این رسانه نه صدای مردم است نه سیمای مردم.

اما چه باید کرد؟ باید به مردم بازگشت کرد. یعنی حرف مردم، درد مردم، مشکل مردم و صدا و تصویر آنها اولویت اول رسانه ملی باشد. برای این منظور باید از ظرفیت شبکه های اجتماعی در این رسانه به درستی استفاده شود، مدیران و دبیران خبر و بخش های مختلف خبری صدا و سیما باید مرتبا اطلاعات مراجع و منابع رسمی را با اطلاعات واقعی و مردمی، راستی آزمایی کنند. اگر یک رسانه نتواند از مسئولان انتقاد کند که چرا دروغ می گویند و هنوز کمک و امدادی به مردم فلان روستای زلزله زده نرسیده؟ باید در آن رسانه را گل گرفت. رسانه خود عاملی برای مدیریت بحران است و مدیریت بحران با خفه کردن صدای مردم حاصل نمی شود. اگر مشکل به طور واقعی مطرح شود خود زمینه حل بحران است.

فرض کنید در همان لحظات و روزهای اول اطلاع رسانی درستی از سطح و عمق فاجعه زلزله در آذربایجان شرقی انجام می شد، طبیعتا مردم و گروه های مردم نهاد زودتر دست به کار می شدند و مسئولان نیز تدبیر فوری تری می اندیشیدند نه اینکه مدیر روابط عمومی صدا وسیما بگوید علت پخش خنده بازار ۲۴ بعد از زلزله این بوده که احتمالا مدیران این برنامه یا مدیران پخش شبکه از زلزله خبر نداشته اند! اگر اطلاع رسانی درستی انجام می شد، مسئولان عالی رتبه اجرایی کشور عازم سفر عربستان و زیارت خانه خدا نمی شدند چون ظاهرا گمان می کردند همه چیز رو به راه است و مشکلی وجود ندارد و ماجرا در حال حل شدن است.

حالا مردم به ویژه جوانان که متوجه خلا اطلاع رسانی رسمی در کشور شده اند از همین امکانات موجود استفاده کرده و با استفاده از پتانسیل های شبکه های اجتماعی، علاوه بر اطلاع رسانی به دیگران، راهکارهای کمک به زلزله زدگان را به همدیگر می آموزند. البته فضای این شبکه ها بسیار تند و تیز است و شاید دولت تاب تحمل این نظرات و دیدگاهها را نداشته باشد اما باید قبول کرد که این مباحث و انتقادها و حتی فحش و بد و بیراه ها توسط همین مردم در این شبکه ها مطرح می شود، به قول آن روزنامه ای که در ماجرای آب بازی در پارک آب و آتش  تیتر زده بود: «اینها از مریخ نیامده اند.»

در پاکستان بعد از سیل بزرگی که سال گذشته آمد یک شبکه اطلاع رسانی خبری مبتنی بر شبکه های اجتماعی راه افتاد به نام «سین ریپورت»، علتش این بود که با گذشت چند هفته، دولت مرکزی هنوز از ابعاد فاجعه ای که اتفاق افتاده بود خبر نداشت. این شبکه راه افتاد تا هرکس در هر نقطه ای که قرار دارد از وضعیت آنجا اطلاعات دقیقی مبتنی بر سیستم های «خبر مکان محور » منتشر کند، دیگران نیز می توانستند بروند و این اطلاعات را تکمیل کنند. به این صورت بعد از مدت کوتاهی تصویری نسبتا کامل با مستندات از آسیب های سیل به دست آمد.

ایران کشور بحران خیز و به ویژه زلزله خیزی است، ضریب نفوذ اینترنت و موبایل نیز به اندازه ای که کاربرانش گلیمشان را از آب بیرون بکشند هست، لذا پیشنهاد می شود شبکه ای اجتماعی مبتنی بر فناوری «خبر مکان محور» شبیه آن چیزی که بر روی سرویس مشابه نقشه شهر تهران در سایت شهرداری تهران از مدتها پیش راه اندازی شده، در سطح ملی تاسیس شود و همه بتوانند با سهولت، اطلاعات و اخبار مناطق بحران خیز را بر روی آن منتشر نمایند. این شبکه می تواند حتی با اطلاعات سایر شبکه های اجتماعی به طور مرتب تغذیه محتوایی شود.

شرکت مخابرات و اپراتورهای تلفن همراه و شرکت های خدمات دهنده اینترنت و شرکت ارتباطات زیر ساخت می توانند پشتیبانی فنی چنین سامانه ای را به لحاظ دسترسی به پهنای باند و امکانات نرم افزاری و سخت افزاری فراهم کنند. مراکز مطالعاتی و دانشگاه ها می توانند درستی یا نادرستی نقش مثبت این شبکه ها را بررسی کرده و رهنمودهای لازم برای رفع موانع فعالیت این شبکه ها منطبق با ملاحظات امنیتی و منافع عمومی کشور به دست اندرکاران ارایه دهند.

در هر صورت باید مکانیزم هایی به کار گرفته شود که نقش مردم در تولید اطلاعات و اخبار پر رنگ تر شود، مهم این است که رسانه مردم باشند، منبع خبر مردم باشند و اطلاعات توسط مردم تولید و منتشر شود، آن وقت صدا و سیمای رسمی کشور نیز مجبور خواهد بود حتی در غیاب شبکه های خصوصی و رقابتی، به اطلاع رسانی به موقع و کامل از بحران بپردازد.

در این صورت مردم نیز با رسانه ملی آشتی کرده و آن را صدا و سیمای خودشان خواهند دید چون صدا و سیمایشان را در آن منعکس می بینند.
* این یادداشت برای اولین بار در سایت امید منتشر شد و در سایت خبرنگار بازانتشار می شود.