از پيچ و خم جاده مي گذرم ، بعد از طي پيچ آخر به ميدانكي مي رسم كه خودرو هاي زيادي دور آن پارك كرده اند و دست راست آن خيابان دو طرفه ي كوتاهي است كه شيب وحشتناكي دارد و چند صباحي است كه از احداث آن مي گذرد ، جا براي پارك ماشين نيست به ناچار ميدانك را دور مي زنم و در خيابان مجاور از لابلاي ماشين هاي انبوه جايي براي پارك خودرو پيدا مي كنم . از ماشين كه پياده مي شوم نسيم خنكي پوستم را نوازن مي كند و قدري مور مور مي شوم ، روحم جلايي مي يابد ، ما ساكنين همدان معتاد اين آب و هواي لطيف شده ايم و هفته اي ، دو هفته اي يكبار اينجا نياييم روزگارمان نمي گذرد،  قدم زنان از بين درختان و پله هايي نوساخته مسير سربالايي را طي مي كنم تا به پاي آبشار مي رسم قطرات آب كه حالا به پودر شيبه شده اند بر سرو صروتم مي پاشد و احساس سبكي مي كنم مسير رودخانه ايجاد شده را تا پايين و نزديك پل گز مي كنم به ناگاه آنهمه سبزي و طراوت در نظرم دود مي شود و به هوا مي رود ، چشمانم سياهي مي رود و مات و مبهوت آنچه ديده ام لحظاتي چند در جايم ميخكوب مي شوم ؛ آنچه كه آنهمه طراوت و زيبايي را به يكباره از ذهنم پاك مي كند منظره اي مشمئز كننده از بطري و پلاستيك و زباله هاي رنگ و وارنگ است كه رنگ طبيعت را به بي رنگي كشانده اند ، بخش زيادي از رودخانه را پركرده و آب اين مايه ي حيات با هزار مصيبت و مشقت راه خود را از لابلاي زباله ها پيدا مي كند . درست در بالاي اين منظره شنيع ، نماد تاريخ و تمدن ايران زمين بر پيشاني كوه خودنمايي مي كند ، كتيبه هاي گنجنامه را مي گويم كه در دو قاب مستطيلي شكل بر روي تخته سنگي آرام و استوار بر من و شهر من و مردمان اين سرزمين مي نگرد و مي گريد .

چند سالي است كه همدان را شهر تاريخ و تمدن ايران نام نهاده اند و به مدد همين شعار مردم كشور را به شهر همدان كشانده اند و اندك هزينه هايي نيز جهت راحتي و آسايش آنان انجام داده اند مثل ايجاد سكوها ومكانهاي استراحت ، سطلهاي زباله ، دستشويي و از اين دست اقدامات . ولي بايد ديد كه آيا اين اقدامات به تنهايي كافيست براي اينكه ما را وارثان تاريخ و تمدن ايران كند ، آنچه ظاهر امر نشان مي دهد و طي اين چند سال نيز كوچكترين توجهي به آن نشده ، بي مهري مسئولان ميراث فرهنگي به عنوان متولي انجام اين قبيل امور از يك سو و ساير ارگانهاي مرتبط مثل شهرداري و سازمان زيباسازي و غيره از سوي ديگر باعث شده اين چند ده آثار تاريخي و جاذبه هاي گردشگري شهر آماج برخوردهاي ناجوانمردانه بازديد كنندگان و مراجعين به اين اماكن شود از تخريب و تضييع گرفته تا عدم رعايت نظافت . كافيست سري به شهرهاي ديگر مثل يزد ، اصفهان ، مشهد و تبريز بزنيد تا خوب متوجه شويد چه مي گويم ، از اماكن تاريخي و جاذبه هاي گردشگري اين شهرها كه نام بردم چنان حفاظت و نگهداري مي شود كه گويي مجراي تنفسي شهرند و اگر آسيبي ببيند شهرشان دچار خفقان و نابودي بحران مي شود . از پاركينگ شان نگهبان و محافظ و ورودي دارد تا موزه ها و نمايشگاه هاي داخل و خارج مكان ها . راهنماهاا چنان با آب و تاب فراوان به تعريف سرگذشت بنا مي پردازند و چنان از آن تعريف و تمجيد مي كنند و آن مكان را از آن خود مي دانند كه گويي پدرانشان آنرا ساخته اند و  براي آنها به ارث گذاشته اند  و اين درحالي است كه در همدان فراوان ديده مي شود افرادي كه از حصار دور آرامگاه باباطاهر و بوعلي بالا مي روند و وقتي به آن سوي حصار مي پرند لبخندي حاكي از زرنگي و دور زدن تمام قوانين و آداب اجتماعي مي زنند و در حقيقت كمك به ريختن هرچه بيشتر آبروي شهر مي كنند .

به نظر مي رسد وجود برنامه اي مدون ، شامل ، كامل و جدي به جهت نگهداري ، حفظ و حراست از اين ميراث ملي ضروري باشد ، بهتر است دست انداران امر يكدل و متحد جهت نجات شهر كاري اساسي و ماندگار انجام دهند ، لكن كي و كجا اين اقدام صورت خواهد پذيرفت و مسئولين و مردم عاملين و مروجين فرهنگ اصيل اين مرز بوم خواهند بود معلوم نيست ، اميد كه عمرمان كفاف بدهد تا شاهد آن دوران نيز باشيم و با غرور و افتخار نام شهرمان را در ايران و جهان اعلام نماييم .